ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

23

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

ابن ديزيل ، از عبد اللّه بن عمر ، از زيد بن حباب ، از علاء بن جرير عنبرى ، از حكم بن عمير ثمالى كه مادرش دختر ابو سفيان است نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) روزى به ياران خود روى كرد و فرمود : اى ابوبكر چون خليفه شوى و اگر اين كار صورت گيرد چه مى كنى گفت : اميدوارم اين كار هرگز صورت نپذيرد رسول خدا فرمود : اى عمر اگر تو خليفه شوى چه مى كنى گفت : سنگ خواهم خورد كه در آن صورت گرفتار شر خواهم بود . فرمود : اى عثمان اگر تو خليفه شوى چه مى كنى گفت : خود مى خورم و مى خورانم و اموال را تقسيم مى كنم و ستم نمى كنم . رسول خدا فرمود : اى على اگر تو خليفه شوى چگونه رفتار خواهى كرد گفت : به اندازهء روزى و قوت خود مى خورم و از قبيله [ مسلمانان ] حمايت مى كنم و يك خرما را هم تقسيم مى كنم و نواميس را پوشيده مى دارم . پيامبر ( ص ) فرمودند : هر آينه جملگى شما به زودى والى مىشويد و به زودى خداوند اعمال شما را خواهد ديد . سپس فرمود : اى معاويه تو هنگامى كه خليفه شوى چه خواهى كرد گفت : خدا و رسولش داناترند . فرمود : « تو اساس و رأس همه ويرانيها و كليد ستمهاى گسسته و پيوسته هستى . كار زشت را نيكو و كار نيكو را زشت مى شمارى ، آن چنان كه كودك در آن بزرگ و بزرگ در آن سالخورده مىشود . مدت تو اندك ولى ستم تو بسيار بزرگ خواهد بود . » همچنين ابن ديزيل ، از عمر بن عون از هشيم ، از ابو فلج ، از عمرو بن ميمون نقل مىكند كه مى گفته است عبدالله بن مسعود مى گفت : چگونه خواهيد بود وقتى كه فتنه‌يى را ببينيد كه در آن شخص بزرگ ، سالخورده و كودك بزرگ مىشود و آن فتنه چنان ميان مردم جريان پيدا مىكند كه آن را سنت مى پندارند و چون آن فتنه تغيير پيدا كند گفته مىشود اين كار زشت است . همچنين ابن ديزيل ، از حسن بن ربيع بجلى ، از ابو اسحاق فزارى ، از حميد طويل ، از انس بن مالك ، در تفسير اين آيه كه خداوند فرموده است : « پس اگر ببريم ترا ، همانا كه ما از ايشان انتقام گيرنده‌ايم يا نشان دهيم آنچه كه به تو وعده كرده‌ايم ، همانا به تحقيق ما بر ايشان توانائيم » ، مى گفته است خداوند متعال پيامبر خود را گراميتر از اين داشته است كه ميان امتش چيزى را كه خوش نمى دارد به او بنماياند ،